شناختن ارسال یارانه دریافت اردیبهشت قطع یارانه

شناختن: ارسال یارانه دریافت اردیبهشت قطع یارانه یارانه بگیر یارانه نقدی واریز یارانه پرداخت یارانه

از فضای رسمی به رسانه های اجتماعی اسباب کشی کرده اند؛ مثلث احمدی نژاد، مشایی و بقایی که روزگاری، مایه امید اصولگرایان بودند، حالا محروم از رسانه های جناح راست،

اسفندیار کجاست؟

اسفندیار کجاست؟

عبارات مهم : سیاسی

ضلع دوم مثلث احمدی نژادی ها، باز هم به دامان سکوت رفته است؟

اسفندیار کجاست؟

اسفندیار کجاست؟

از فضای رسمی به رسانه های اجتماعی اسباب کشی کرده اند؛ مثلث احمدی نژاد، مشایی و بقایی که روزگاری، مایه امید اصولگرایان بودند، حالا محروم از رسانه های جناح راست، ناگزیر به استفاده از ظرفیت رسانه ای شده است اند که در دوران دولت متبوعشان، بیشترین محدودیت ها را جهت آن قائل شدند. نفر اول، امسال هم سال پرالتهابی را از سر گذراند و با وجود نهی شدن از حضور در انتخابات، همراه نفر سوم، به ستاد انتخابات کشور رفت و ناگهان شناسنامه خود را از جیب کاپشن خود بیرون آورد تا نام خود را در سیاهه بلندبالای علاقه مندان به مدیر جمهورشدن ثبت کند.

رئیس دولت های نهم و دهم همان طور که آینده نگری می شد، نتوانست از سرانجام «احراز عدم صلاحیت» بگریزد و هرچه با دو برادر خود، از بهار گفتند ولی خزان زودهنگامی را تجربه کردند. او کمی بعد با قرارگرفتن در فهرست اعضای حقیقی مجمع تشخیص مصلحت نظام جهت دور ششم، راهی ساختمانی شد که حالا از سایه سنگین رقیب دیرینه او یعنی آیت الله هاشمی رفسنجانی، بیرون آمده بود. این روزها نیز انواع و اقسام اتهامات راجع به پرونده های او مطرح است و حتی یکی از نمایندگان مجلس از سلب صلاحیت عضو سابق جمعیت ایثارگران و جامعه اسلامی مهندسین جهت حضور در مجمع سخن می گوید.

از فضای رسمی به رسانه های اجتماعی اسباب کشی کرده اند؛ مثلث احمدی نژاد، مشایی و بقایی که روزگاری، مایه امید اصولگرایان بودند، حالا محروم از رسانه های جناح راست،

کمی آن سو تر از بهارستان و خیابان امام خمینی یعنی ساختمان قوه قضائیه، نام شهردار سابق پایتخت کشور عزیزمان ایران در خیابان بهشت هم بر سر زبان هاست. هزینه های فاقد سند دوران شهرداری او که با عملیات چندلایه اصولگرایان وقت، پله جهش وی به پاستور بود هم در چند گونی، پیدا شده است است! هزینه هایی که دوست صمیمی وی یعنی مهدی چمران، هیچ گاه حاضر به طرح آنها در صحن علنی شورای سوم و چهارم نشد. نفر سوم گروه یعنی حمید بقایی، مدیر شرکت میراث فرهنگی و گردشگری دولت دهم که معاونت اجرائی دولت را هم تجربه کرد، این روزها زنبیل به دست در میدان ارگ پایتخت کشور عزیزمان ایران دیده می شود و حرف های آنچنانی راجع به دستگاه قضائی بر زبان می آورد؛ حرف هایی که علت آن را غیرعلنی برگزارشدن دادگاه اتهامات خود عنوان می کند. با نمایندگان مجلس بر سر تعداد سکه های نگهداری شده است در منزل خود، تند و تیز سخن می گوید و آنان را به خلف و ناخلف بودن حواله می دهد.

اما نفر دوم، فردی که اصولگرایان در دو سال نهایی دولت دهم، او را سرحلقه «جریان انحرافی» نامیدند، گویا باز هم مانند سال های ٩٢ تا ٩٦، به گوشه دنج خود بازگشته و احتمالا وعده آمدن بهار را با خود مرور می کند. آیا اسفندیار رحیم مشایی، بنا نیست تاکتیک های رسانه ای دو دوست دیگر خود را در صفحات شخصی اجتماعی خود دنبال کند؟ او که روزگاری خود را در مقام پاسخ گویی در برابر منتقدان دولت احمدی نژاد نشانده بود، آیا حالا کمتر به مصاف حریفان می رود؟ اگرچه جهت اصولگرایان فراموشکار، بازگشت به دورانی که جهت دولت متبوع خود نذر و نیاز می کردند، شاید تلخ و ناگوار باشد ولی جهت افرادی که رونق خبرسازی دوران دولت دهم را خوش دارند، حتما خالی از لطف نیست!

من مشایی، در مقام پاسخ گویی قرار دارم!

اسفندیار کجاست؟

در روزهای پرتنش تیر ٨٨، ناگهان خبر رسید که اسفندیار کابینه نهم، به معاونت اول دولت دهم خواهد رفت. در روزهای پرالتهاب بعد از انتخابات ریاست جمهوری دهم، این محمود احمدی نژاد بود که با اطمینان از فضای خاص ایجادشده در کشور، جلسه تودیع و معارفه ای جهت مدیر شرکت میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری در دولت نهم برگزار کرد تا همه اطمینان یابند مقصد بعدی اسفندیار کابینه، جایی کمتر از معاونت اول نیست. با این حال رسانه ای شدن نامه مقام معظم رهبری به محمود احمدی نژاد – که به علت استنکاف یک هفته ای مدیر دولت از اجرای مفاد آن اتفاق افتاد- شرایط را بسیار سریعتر از آنچه تصور می شد عوض کردن داد.

به هر تقدیر آن عنوان نیز با «استعفا» و نه عزل معاون اول به لایه های زیرین رفت هرچند هر بار که نام مشایی برده می شد، این پیشینه -برای دولتی که در تبلیغات انتخابات سال های ٨٤ و ٨٨، خود را اصولگرا می خواند- علامت سؤال بزرگي پدید آورده بود. مشایی بعد از آن در کسوت مدیر دفتر احمدی نژاد و سرپرست نهاد ریاست جمهوری به ایفای نقش پرداخت؛ پستی که همه آشنایان به روال دولت می دانند اگر برشی بیش از معاون اول نداشته باشد، کمتر از آن هم نیست.

از فضای رسمی به رسانه های اجتماعی اسباب کشی کرده اند؛ مثلث احمدی نژاد، مشایی و بقایی که روزگاری، مایه امید اصولگرایان بودند، حالا محروم از رسانه های جناح راست،

در آن روزها مشایی بعد از هر بار اظهارنظر، ناچار می شد مدتی خود را از تبعات ایجادشده دور نگه دارد. بررسی مواضع او در سال ٨٨ و در ماه های خاص آن دوران، بايد در فصلی جداگانه مورد بررسی قرار گیرد چه اینکه از همان جا، نخستین جرقه های ادعاهای مشهور او زده شد. او دی ماه ٨٨ بعد از قریب به دو ماه سکوت متأثر از انتقادات اصولگرایان به خود و همراهانش در مجموعه پاستور، بار دیگر به عرصه اظهارنظرهای رسانه ای بازگشت تا مانند هر لحظه با «دست پر» و با استفاده از حاشیه امنی که از آن برخوردار بود، جمله هایی بدیع را جهت احتمالا «تیترشدن» در خبرگزاری ها و جراید برگزیند.

اگرچه مدیر شرکت فرهنگی و هنری شهرداری پایتخت کشور عزیزمان ایران در وقت تصدی پست شهرداری به وسیله محمود احمدی نژاد، در آن دو ماه هم «همه جا» در کنار مدیر خود دیده شده است و این قاعده مانند چهار سال گذشته سفر داخلی، دیدارهای دیپلماتیک، «نامه رسانی» و معدود سفرهای خارجی احمدی نژاد را دربر گرفت ولی کم نبودند تحلیلگرانی که با توجه به وقایع مقطع بعد از انتخابات، اعتقاد بودند از «مرد دوم پاستور» احتمالا «خواسته» شده است تا حد امکان بهانه جهت شدت یافتن انتقادات از دولت را به دست دیگران ندهد و اندکی صبر و تحمل را پیشه واکنش‌ها و سخن خود كند.

اسفندیار کجاست؟

«معتمد» محمود احمدی نژاد به سیاق مسئولیت تازه ای که بعد از روی کارآمدن دولت دهم به وی واگذار شده، در دی ماه ٨٨ هم به یک جلسه «تودیع و معارفه» رفت که از قضا با حوزه تحت امرش نیز مرتبط بود؛ تودیع و معارفه معاون ارتباطات و اطلاع رسانی دفتر ریاست جمهوری. او صالحی مرام را به جای محمد زاده نشاند و با وجود دراختیارداشتن ٢٤ساعته شبکه های سیما و صدا و تعداد بی شماری سایت و نشریه و تریبون، از حجم کم اطلاع رسانی اطراف کارها دولت مهرورز سخن گفت: «قبول دارم جمع بندی درستی از کار رسانه به عنوان عملکرد دولت اتفاق نیفتاده هست، ولی درعین حال اعتقاد دارم کار چهارساله دولت در بعد رسانه کاری سنگین و بی نظیر است و مثل سایر بخش ها قابل مقایسه با دولت های قبلی نیست».

اسفندیار بی آنکه به مصادیق اشاره کند آنچه را «حجم سنگین تهاجم تبلیغاتی علیه دولت» می نامید، بی سابقه خواند و راجع به انتخابات سال ٨٤ مدعی شد «احمدی نژاد حتی حاضر نشد یک تصویر جهت انتخابات بگیرد، چون اعتقادی به این کار نداشت و همین نگاه در کارهای دیگر دولت نهم نیز ظهور داشت». این در حالی است که پوستر های «شهردار مردمی تهران» در روزهای منتهی به تیر ٨٤ در بعضی نقاط پایتخت کشور عزیزمان ایران و کشور به صورت انبوه بر در و دیوار تظاهر می کرد؛ تصویر هایي که نه تصویر های خبری معمول بلکه خروجی تاکتیک های تبلیغاتی خاص در «آتلیه» بودند.

مشایی در آن جلسه، در تمجید از محمود، سنگ تمام گذاشت: «دوست دارم فرصتی داشته باشم تا شخصیت آقای احمدی نژاد را در تلویزیون تبیین و تشریح کنم و بگویم این شخصیت کیست… سفرهای استانی از جهت فلسفه سیاسی، روان شناسی اجتماعی و مدیریت در حد دکترا مبانی دارد و مطمئنم اگر یک کار علمی دراین باره انجام شود، در دانشگاه ها و دنیا تدریس خواهد شد. به عنوان یک کارشناس که دستی در پرسشها سیاسی دارم، به شما می گویم شما می توانید بعد از این منتظر بحران های تندتری در آینده باشید، ولی اگر نگرانید باید بگویم نگرانی وجود ندارد، این ماجرا طبیعی است و مسائلی که رخ می دهد تسویه حساب هست. عده ای از نخبگانی که در سطح نظام هستند، در انحرافات پیش از این سهیم هستند». او به این سخنان بسنده نکرده و در همان مقطع شکستن سکوت دوماهه، دو اظهارنظر دیگر نیز داشت که در نوع خود جالب توجه بود. او یک بار با خبرگزاری ارگان دولت – ایرنا- و بار دوم در حاشیه با خبرنگاران سخن گفت.

مشاور و مدیر دفتر احمدی نژاد در گفت وگو با ایرنا خبر از آن داد که آمریکا، انگلیس و اسرائیل در انتخابات ریاست جمهوری دهم تلاش کردند که احمدی نژاد مدیر جمهور نشود چراکه با تحلیل مشایی «آنها مایل بودند کسانی که در برابر آنها کوتاه آمده و ضعیف هستند به قدرت بازگردند». وی دوازدهم دی ماه ٨٨ نیز بار دیگر به یک جلسه تودیع و معارفه رفت تا در حاشیه آن با سؤالات خبرنگاران مواجه شود. مراسم تودیع و معارفه معاون سیاسی دفتر ریاست جمهوری و این بار این مدیرعامل ایرنا بود که سمت معاونت سیاسی را از آن خود کرد تا «بهداد» بار دیگر هر روز صبح در ساختمان پاستور «کارت» بزند. مشایی با اتمام جلسه خود را در محاصره خبرنگاران دید.

ایسنا از او راجع به سخنگویان دولت و اینکه وی یکی از سخنگویان دولت است یا نه؟ پرسید و پاسخی جالب شنید: «من سخنگو نیستم ولی آقای مدیر جمهور به من فرمودند شما با توجه به اشرافی که به حوزه های متفاوت در ارتباط با دولت دارید، می توانید به سؤالات جواب دهید. سخنگو نیستم، در مقام پاسخ گویی در صورت لزوم به سؤالات جواب می دهم ولی سخنگو نیستم». او این بار به سراغ مباحث الهیات و فلسفه نرفته و راجع به اسلام شناسی مختص خود، داد سخن سر نداده بود گواینکه احتمال داده می شد به علت شکاف ایجادشده میان قم و پاستور، از مشایی خواسته شده است بار دیگر تصویر العمل مراجع را بر نینگیزد و به پست غیرسازمانی «کارشناسی که دستی در پرسشها سیاسی دارد» بسنده کند. در آن روزها بحث ارتباط وی با دنیای غیرمادی و… در بعضی محافل شنیده می شد تا فشارها بر نفر دوم دولت، زیاد کردن یابد.

انسان و خدا

معاون اول ناکام دولت دهم که بلافاصله سمت بهتری گرفت و مدیر دفتر احمدی نژاد و سرپرست نهاد ریاست جمهوری شد و در هفته های بعد از آن هم چند سمت پیاپی و عضویت در چند شورا به آن اضافه شده است بود، در آن روزها با فراغ بال به هر حوزه ای ورود می کرد. او حتی ریاست کمیسیون فرهنگی دولت را نیز از آن خود كرد تا وزیر ارشاد و مشاور های احمدی نژاد تنها عضوی از این کمیسیون باشند.

بااین حال مشایی نمی توانست مباحث مورد علاقه نظری خود را بیان نکند. او ١٨ شهریور ٨٨ در جلسه معارفه کامران دانشجو، فلسفه آفرینش انسان را این گونه تفسیر کرد: «نمی خواهم فلسفی صحبت کنم، ذوقی می گویم. خداوند به انسان بدهکار نبود که او را آفرید. ظاهرا خداوند به خودش بدهکار بود که انسان را آفرید. دلش خواست آشنا شود. یک کسی را باید خلق می کرد که بتواند بشناسد. انسان اهمیتش به همین علم هست. اگر علم را برداریم، انسان از بین بردن می شود. انسان را که از بین بردن کنیم، دیگر نیازی به از بین بردن خدا نیست، لیکن خدا دیگر خودش از بین بردن شده است است». اصولگرایان سکوت را جایز نمی دانستند.

محمد غروی، عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، در آن مقطع، سخنان مشایی را متأثر از اومانیسم دانست: «آقای مشایی اظهارنظرهایی می کند که بعضا متأثر از تفکر اومانیستی است و بوی تفکرات اگزیستانسیالیست ها از حرف های ایشان استشمام می شود. وی که اسلام شناس نیست که این گونه سخن می گوید که هم جهت خود و هم جهت آقای احمدی نژاد مسئله ایجاد می کند». سایت های حامی مشایی بلافاصله پاسخ دادند آیا مدعیان و تکفیریون، حاضر به مناظره زنده با مدیر دفتر احمدی نژاد نیستند؟ مدیر دولت هم بارها و بارها به دفاع تمام قد از دوست نزدیک خود پرداخت و او را انسانی زلال دانست که بعضی جریانات جناح راست به باعث دورماندن از سمت های دولتی و عدم امکان حمله به احمدی نژاد، به جای مدیر خود مورد هجمه قرار می گیرد.

اسفندیار کابینه دوم آبان ماه ٨٨ در جشنواره بین المللی فارابی به بررسی جایگاه انسان پرداخت و در سخنانی افکار موجود در باب انسان را به دو دسته تقسیم کرد و گفت: «نگاهی وجود دارد که در آن جایگاه انسان تا خدا ارتقا می یابد، البته منظور بخش منفی آن و خداشدن نیست، انسان از سرعت و جهش جهت رشد برخوردار هست، ولی در نگاه دیگر انسان تا مرز حیوانیت سقوط می کند که این نگاه راه را جهت پرواز بسته است و انسان ناچار است در قفسی که جهت او می سازند، زندانی باشد».

سخنان فلسفی نفر دوم دولت در همایش دانشگاه ها باز هم ادامه یافت. او که در سالن همایش های صداوسیما سخن می گفت به تحلیل مسئله مدرنیسم و رابطه آن با دانشگاه پرداخت و مقوله عدالت آموزشی را بررسی کرد.

او باز هم به عنوان انسان بازگشت. به صحبت خود در یکی از دانشگاه های آمریکا اشاره کرد و از آنجا «فکت» آورد: «در آنجا گفتم آیا خدا محور وحدت انسان ها نیست و الان نیز تأکید می کنم خدا محور وحدت انسان ها نیست و حتی امروز هم بشر به وحدت نرسیده هست، چراکه اگر به وحدت رسیده بود این همه خون ریزی و جنگ صورت نمی گرفت».

همه اینها مانند روزهای پرجنجال عزل مشایی، خبرگزاری ها و رسانه های حامی دولت احمدی نژاد را به مصافی دیگر کشاند و آنها در برابر هم نیرو آراستند. کیهان، فارس، رجانیوز، دنیا نیوز و الف جهت وادارکردن محمود احمدی نژاد به عزل مدیر دفتر خود کمر همت بستند و در مقابل، خبرگزاری دولتی ایرنا با حمله به این رسانه ها، مخالفان مشایی را افراطی خواند و به این رسانه ها گوشزد کرد احمدی نژاد وامدار آنها و رسانه هایشان نیست.

ایرنا نشانه این رسانه ها از تخریب مشایی را مصادره دولت طبق اراده محافل خاص دانست که با «قرائت مشایی از احمدی نژاد که مبتنی بر خواست رهبری و ملت است» مخالف اند. «مشایی مردی جهت تمام فصول» عنوان مطلب ایرنا بود که در بخشی از آن این گونه آمده است: «تأثیرگذاری رحیم مشایی در دولت نهم و دهم منجر شده است است که منتقدان دکتر احمدی نژاد نوک پیکان انتقادات غیرمنصفانه و تخریب های خود را به سوی «مهندس اسفندیار رحیم مشایی» نشانه رفته و بدون ادله و برهان و براساس روش های سوخته عملیات روانی، نقد و راه های توهین آمیزی را متوجه مشاور مدیر جمهور کنند…».

این یادداشت که کارشناسان رسانه ای آن را دستپخت محمدجعفر بهداد، خبرنگار پارلمانی سابق کیهان و مدیرعامل ایرنا در دو سال گذشته می دانستند، تعریف جدیدی از موضع گیری سیاسی ارائه داد: «سخن سیاسی باید زنده، پیشرو و تصویر العمل برانگیز باشد؛ لیکن عرصه سیاست از جنجالی ترین عرصه های حیات اجتماعی هست. سیاست مداری که سخن مرده بر زبان براند به زودی نامش از صفحه سیاست و عنوان های درشت خبری پاک می شود. رحیم مشایی در چند سال گذشته هر لحظه با بیان نظرات خود به طور صریح و آشکار نشان داده یک سیاست مدار واقعی است».

این یادداشت، منتقدان اصولگرا را افراطی خواند اگرچه مدتی بعد آنها دیگر نتوانستند از عملکرد دو نفر اول دولت دفاع کنند: «کوتاه سخن؛ در بین جریان های سیاسی لایه هایی افراطی هستند که حضور رحیم مشایی را نمی توانند تحمل کنند، چراکه با نقش آفرینی وی قرائتی تازه از «احمدی نژاد» و «دولت دهم» مبتنی بر خواست رهبری و ملت و علی رغم اراده محافل خاص ارائه شده است و بااین ترتیب امکان مصادره دولت از کف محافل خاص خارج خواهد شد.

اخبار سیاسی – شرق /حامد طبیبی

واژه های کلیدی: سیاسی | رسانه ای | رسانه ها | انتخابات | احمدی نژاد | احمدی نژاد | رسانه ای شده | ریاست جمهوری | محمود احمدی نژاد | ستاد انتخابات کشور | انتخابات ریاست جمهوری

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs